مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٢١ - سومين دليل منكران معجزه
«موقعى
كه معجزهاى به سوى آنها بيايد مىگويند ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم مگر
اين كه نظير آنچه را كه به پيامبران دادهاند به ما نيز داده شود».
از اين كه در اينجا دربارهء معجزه لفظ«آمدن»به كار برده و فرموده:هنگامى كه
معجزهاى به سوى آنها بيايد،مىتوان حدس زد كه منظور از آن غير قرآن است و
اگر مقصد قرآن بود شايسته بود كه بگويد:«وقتى معجزهاى را براى آنها نازل
كرديم».
بنابراين به فرض اين كه دلالت آياتى را كه منكران معجزه با آن استدلال
كردهاند،بپذيريم ناچاريم آنها را به قرينه اين دسته از آيات بر خصوص زمان
نزول آن آيات حمل كنيم،و بگوييم منظور اين بوده كه تا زمان نزول آن آيات
هنوز معجزهاى غير از قرآن از پيامبر صادر نشده بود،اگر چه بعدا صادر
گرديد.
و هرگز نمىتوان از آياتى كه منكران معجزه با آنها استدلال كردهاند؛نفى
صدور معجزه به صورت عموم حتى نسبت به زمانهاى ديگر استفاده نمود.غ
(١)-از مجموع بحثهاى اين فصل مطالب زير به دست آمد:
١.آيههايى كه منكران وجود معجزه به آنها استدلال كردهاند هرگز دلالت
ندارند كه از آن حضرت معجزهاى جز قرآن صادر نشده، بلكه برخى از آيات صريحا
دلالت دارند كه يك سلسله معجزات ديگر