مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢٢٠ - سومين دليل منكران معجزه
گذشته از قرآن داراى معجزات ديگرى نيز بوده است.و ما در اينجا به نقل دو آيه اكتفا مىكنيم:
(١)-١. { اِقْتربتِ السّاعةُ و اِنْشقّ الْقمرُ*`و إِنْ يروْا آيةً يُعْرِضُوا و يقُولُوا سِحْرٌ مُسْتمِرٌّ } .[١]
«رستاخيز نزديك شد و ماه شكافت،اگر معجزهاى به بينند، از آن روى برمىگردانند و مىگويند:جادويى پايدار است!».
از اين كه مىگويد«اگر معجزهاى را ببينند»معلوم مىشود كه مقصود از آن،قرآن نيست و گرنه بايد بگويد:«اگر معجزهاى را بشنوند».
علاوه بر اين پيش از اين جمله موضوع شكافتن ماه را متذكر گرديده و اين خود
دليل بر اين است كه مقصود از معجزهاى كه مىبينند و از آن روى
برمىگردانند همان«شق القمر»و مانند آن است.
و از ذيل آن استفاده مىشود كه معجزههاى زيادى از پيامبر صادر مىشده است،آنجا كه مىفرمايد:«مىگويند آن جادويى است پايدار».
٢. { و إِذا جاءتْهُمْ آيةٌ قالُوا لنْ نُؤْمِن حتّى نُؤْتى مِثْل ما أُوتِي رُسُلُ اللّهِ } .[٢]
[١].قمر:١-٢.
[٢].انعام:١٢٤.