مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢١٨ - سومين دليل منكران معجزه
(چرا)گنجى به او داده نمىشود؟(چرا)باغى ندارد كه از(ميوه) آن بخورد؟ستمگران مىگويند شما از يك فرد جادو شده پيروى مىكنيد.[١]
از اين آيات استفاده مىشود كه مشركان از پيامبر معجزهاى را كه گواه بر
راستگويى او باشد نمىطلبيدند،بلكه نظر آنان اين بود كه پيامبر معجزههاى
مورد درخواستى آنان را انجام دهد و ما در گذشته ثابت نموديم كه هرگز بر
پيامبر لازم نيست كه به اين گونه پيشنهادها پاسخ مثبت بگويد.
دليل بر اين موضوع اين است كه اگر مشركان از پيامبر معجزهاى مىخواستند كه
نشانهء صدق و راستگويى او باشد او هرگز در پاسخ نبايد بگويد من معجزهاى
ندارم بلكه بايد بگويد معجزهء من قرآن است،چنان كه در موارد زيادى با قرآن
به عنوان يك معجزه احتجاج كرده و منكران را به مقابله با آن دعوت نموده
است.
(١)-ولى از مجموع آيههايى كه منكران صدور معجزه با آنها استدلال كردهاند و
همچنين آياتى كه از نظر معنى شبيه آنها است دو مطلب استفاده مىشود:
[١]. { أوْ يُلْقى إِليْهِ كنْزٌ أوْ تكُونُ لهُ جنّةٌ يأْكُلُ مِنْها و قال الظّالِمُون إِنْ تتّبِعُون إِلاّ رجُلاً مسْحُوراً } (فرقان:٧-٨).غ