مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٢١٣ - دومين دليل منكران معجزه
اگر از طريق اسباب غير عادى به وجود آيند بدون ترديد از آيات و معجزات الهى بوده و دليل بر راستگويى مدعى نبوت خواهند بود.
(١)-پاسخ اين گفتار روشن است:زيرا هدف مشركان اين بود كه پيامبر اين امور
را ولو از طريق علل و مجراى طبيعى باشد،انجام دهد،و بعيد مىشمردند كه
پيامبر خدا شخص فقيرى باشد و معتقد بودند كه وحى الهى حتما بايد بر فرد
ثروتمندى نازل گردد،آنجا كه مىگفتند:
«چرا اين قرآن بر مرد بزرگى(ثروتمندى)از اهل مكه و طائف نازل نگرديد»[١]روى اين فكر از پيامبر خواستند كه اگر او پيامبر خدا است،بايد يك فرد ثروتمندى باشد.
گواه ما بر اين مطلب كه هدف اين بود كه پيامبر به هر وسيلهاى ولو از مجراى
طبيعى باشد،چنين كارى را انجام دهد اين است كه آنان باغ و خانه طلايى را
براى«خود پيامبر»مىخواستند،و مىگفتند:تا«تو»باغ و خانه طلايى نداشته
باشى،ما به تو ايمان نمىآوريم.
و به عبارت ديگر:مىگفتند:تا تو شخصا داراى باغ و خانهء طلايى نگردى ما به
تو ايمان نمىآوريم و اگر هدف اين بود كه او اين دو كار را با قدرت غيبى
انجام دهد،وجهى ندارد كه حتما بگويند تا
[١]. { و قالُوا لوْ لا نُزِّل هذا الْقُرْآنُ على رجُلٍ مِن الْقرْيتيْنِ عظِيمٍ } (زخرف:٣١).