مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٢٢ - قرآن و مسئلهء خبر از غيب
جامهء
وجود به خود پوشيد.خداوند در آن روز جمع آنان را متفرق ساخت و چهرهء حق را
آشكار گردانيد و برترى آيين خود را بر آيينهاى ديگر روشن نمود،و مشركان
سركوب گرديدند و مسلمانان بر آنان پيروز گشتند.
(١)-اين پيروزى،هرگز قابل پيشبينى نبود،زيرا به انديشهء كسى خطور نمىكرد
كه گروه ٣١٣ نفرى كه سلاح كافى در اختيار نداشتند و از وسائل نقليه جز دو
اسب و هفتاد شتر كه به طور متناوب بر آنها سوار مىشدند چيزى را دارا
نبودند؛بر يك ارتش مجهز و نيرومند كه تا بن دندان،مسلّح بودند،پيروز گردند.
آيا مىتوان پيشبينى كرد كه يك اقليت غير مجهز بر يك جمعيت زياد و مجهز،آن
چنان پيروز گردد كه كيان و شوكت آنها را بسان خاكسترى در برابر تندباد
قرار دهد.آرى يك چنين پيروزى بدون خواست خدا و تأثير مقام نبوت و خلوص نيت
هرگز امكان نداشت.
(٢)-٦. { تبّتْ يدا أبِي لهبٍ و تبّ*... } { سيصْلى ناراً ذات لهبٍ*`و اِمْرأتُهُ حمّالة الْحطبِ } .[١]
«نابود باد دو دست(قدرت و شوكت)ابى لهب.او به زودى به همراه همسرش كه
هيزمكش(آتش بيار معركه و سخن چين)است،به آتشى پا مىنهد كه شعلههاى سركش
دارد».
[١].مسد:١-٤.