تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧ - تفسير علم و قدرت بى پايان خداوند
چيز و در همه جا به معنى علم و آگاهى او بر همه چيز است آن هم" علم حضورى"، نه" علم حصولى" [١]
" آرى هيچ معبودى جز آن خداوند عزيز و حكيم نيست" (لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ).
صورتبندى انسان در شكم مادر و نقش بر آب زدن در آن محيط تاريك ظلمانى آن هم نقشهاى بديع و عجيب و پى در پى، راستى شگفتآور است، مخصوصا با آن همه تنوعى كه از نظر شكل و صورت و جنسيت و انواع استعدادهاى متفاوت و صفات و غرايز مختلف وجود دارد.
و اگر مىبينيم معبودى جز او نيست به خاطر همين است، كه شايسته عبوديت جز ذات پاك او نمىباشد، بنا بر اين چرا بايد مخلوقاتى همچون مسيح ع مورد عبادت قرار گيرند و گويى اين تعبير اشاره به شان نزولى است كه در آغاز سوره ذكر شده كه مسيحيان خودشان قبول دارند مسيح در رحم مادرى همچون مريم تربيت شده پس او مخلوق است، نه خالق، بنا بر اين چگونه ممكن است معبود
[١] منظور از" علم حضورى" آن است كه ذات معلوم نزد عالم حاضر باشد و او بر آن احاطه داشته باشد، و حقيقت علم به طور كامل چيزى جز اين نيست، ولى در" علم حصولى" صورت و نقش معلوم نزد عالم حاضر است، مثلا علم ما به ذات خودمان و به تصورات و تصديقات ذهنىمان، علم حضورى است زيرا اينها نزد ما حاضر است اما نسبت به اشياء و موجودات خارجى، علم حصولى داريم زيرا هرگز ذات آنها در ذهن ما حاضر نيست، بلكه تنها نقش و صورت آنها حاضر است.