تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١ - ٤- سرگذشت دردناك زنان در طول تاريخ
زن در آن دوره، در دست ما نيست، و شايد در آن دوران از حقوق طبيعى بيشترى برخوردار بوده است.
با شروع تاريخ بشر نوبت به دوره دوم رسيد، در اين دوره در بعضى از جوامع زن به عنوان يك شخصيت غير مستقل در كليه حقوق اقتصادى، سياسى و اجتماعى شناخته مىشد، و اين وضع در پارهاى از كشورها تا قرون اخير ادامه داشت اين طرز تفكر در باره زن حتى در قانون مدنى به اصطلاح مترقى فرانسه هم ديده مىشود كه به عنوان نمونه به چند ماده از موادى كه در باره روابط مالى زوجين سخن مىگويد اشاره مىشود.
" از ماده ٢١٥ و ٢١٧ استفاده مىگردد كه زن شوهردار نمىتواند بدون اجازه و امضاى شوهر خود هيچ عمل حقوقى را انجام دهد و هر گونه معامله براى او محتاج به اذن شوهر است" (البته در صورتى كه شوهر نخواهد از قدرتش سوء استفاده كرده و بدون علت موجه از اجازه دادن امتناع ورزد).
" طبق ماده ١٢٤٢ شوهر حق دارد به تنهايى در دارايى مشترك بين زن و مرد هر گونه تصرف كه بخواهد بكند و اجازه زن هم لازم نيست" (البته با اين قيد كه هر معاملهاى كه از حدود اداره كردن خارج باشد موافقت و امضاى زن لازم نيست).
و از اين بالاتر" در ماده ١٤٢٨ حق اداره كليه اموال اختصاصى زن هم به مرد محول شده" (البته با اين قيد كه در هر گونه معاملهاى كه از حدود اداره كردن خارج باشد موافقت و امضاى زن نيز لازم است) [١] در محيط پيدايش اسلام يعنى حجاز نيز قبل از ظهور پيغمبر اكرم ص با زن همان معامله انسان وابسته غير مستقل انجام مىشد، رفتار آنها شباهت زيادى به بشرهاى نيمه وحشى داشت زيرا به وضع رسوا و ننگينى از زن بهرهبردارى مىكردند زن در محيط آنها آن چنان بى اراده و بى اختيار بود كه گاهى جهت ارتزاق
[١] حقوق زن در اسلام و اروپا