تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٤ - تفسير عمران و دخترش مريم
خداوندا! آنچه را در رحم دارم براى تو نذر كردم كه محرر (و آزاد براى خدمت خانه تو) باشد، آن را از من بپذير كه تو شنوا و دانايى" (إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ). [١] در اين آيه اشاره به نذر همسر عمران به هنگام باردارى شده، او تصور مىكرد فرزندش (با توجه به بشارت خداوند) پسر است، و از اين رو واژه" محررا" (يا معادل ديگر در زبان ديگر) را به كار برد، نه" محررة" و از خدا خواست كه نذر او را پذيرا شود.
واژه" محررا" از ماده" تحرير" گرفته شده كه به معنى آزاد ساختن است. و در اصطلاح آن زمان به فرزندانى گفته مىشد كه به خدمت معبد و خانه خدا در مىآمدند، تا نظافت و ساير خدمات را بر عهده گيرند و به هنگام فراغت مشغول عبادت پروردگار شوند، و از آنجا كه آنها از هر گونه خدمت به پدر و مادر آزاد بودند، به آنها" محرر" گفته مىشد، و يا از اين جهت كه خالص از هر گونه تلاش و كوشش دنيوى بودهاند، به آنها محرر مىگفتند.
بعضى گفتهاند كه اين دسته از كودكان از موقعى كه توانايى بر اين خدمات داشتند تا سن بلوغ، وظايف خود را زير نظر پدران و مادران انجام مىدادند و پس از رسيدن به سن بلوغ، تعيين سرنوشتشان به دست خودشان بود، اگر مىخواستند به كار در معبد پايان داده و بيرون مىرفتند و اگر تمايل داشتند بمانند مىماندند.
بعضى گفتهاند: اقدام همسر عمران به نذر، دليل بر آن است، كه عمران در همان حال باردارى او از دنيا رفته بود، و گر نه بعيد بود او مستقلا چنين نذرى كند.
[١] راغب در مفردات مىگويد:" تقبل" قبول چيزى است به صورتى كه پاداش و ثوابى داشته باشد (بنا بر اين با ماده قبول تفاوت دارد).