تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٣ - تفسير عمران و دخترش مريم
برجسته بنى اسرائيل بود در آمد و دومى را" زكريا" پيامبر خدا به همسرى انتخاب كرد. [١] همسر عمران" حنه" سالها گذشت كه فرزندى از او متولد نشد روزى زير درختى نشسته بود پرندهاى را ديد كه به جوجههاى خود غذا مىدهد مشاهده اين محبت مادرانه آتش عشق فرزند را در دل او شعلهور ساخت و از صميم دل از درگاه خدا تقاضاى فرزندى كرد و چيزى نگذشت كه اين دعاى خالصانه به هدف اجابت رسيد و باردار شد.
از بعضى از روايات استفاده مىشود كه خداوند به عمران وحى فرستاده بود كه پسرى پر بركت كه مىتواند بيماران غير قابل علاج را درمان كند و مردگان را به فرمان خدا حيات بخشد به او خواهد داد كه به عنوان پيامبر به سوى بنى اسرائيل فرستاده مىشود.
او اين جريان را با همسر خود" حنه" در ميان گذاشت لذا هنگامى كه او باردار شد تصور كرد فرزند مزبور همان است كه در رحم دارد بى خبر از اين كه كسى كه در رحم او است مادر آن فرزند (مريم) مىباشد و به همين دليل نذر كرد كه پسر را خدمتگزار خانه خدا" بيت المقدس" نمايد اما به هنگام تولد مشاهده كرد كه دختر است در اين موقع نگران شد كه با اين وضع چه كند. زيرا خدمتكاران بيت المقدس از ميان پسران انتخاب مىشدند و سابقه نداشت دخترى به اين عنوان انتخاب گردد.
تفسير نمونه ؛ ج٢ ؛ ص٥٢٣
توضيح بالا، به تفسير آيات باز مىگرديم:
در نخستين آيه مىفرمايد: به ياد آريد" هنگامى را كه همسر عمران گفت:
[١] از پارهاى از روايات استفاده مىشود كه" عمران" نيز پيامبر بود و به او وحى فرستاده مىشد، و بايد توجه داشت كه اين عمران غير از عمران پدر موسى ع است و ميان آنها ١٨٠٠ سال فاصله است- مجمع البيان، و تفسير مراغى ذيل آيه مورد بحث.