تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١ - پاسخ
و يا لا اقل بذر دشمنى و كينه در دل آنان مىپاشد به طورى كه تدريجا تشنه خون رباخوار مىگردند و جان و مالش را در معرض خطر قرار مىدهند.
قرآن مىگويد:" خدا سرمايههاى ربوى را به نابودى سوق مىدهد" اين نابودى تدريجى كه براى افراد رباخوار هست براى اجتماع رباخوار نيز مىباشد.
در مقابل، كسانى كه با عواطف انسانى و دلسوزى در اجتماع گام مىنهند و از سرمايه و اموالى كه تحت اختيار دارند انفاق كرده و در رفع نيازمنديهاى مردم مىكوشند، با محبت و عواطف عمومى مواجه مىگردند و سرمايه آنها نه تنها در معرض خطر نيست بلكه با همكارى عمومى، رشد طبيعى خود را مىنمايد اين است كه قرآن مىگويد" و انفاقها را افزايش مىدهد".
اين حكم در فرد و اجتماع يكى است، در اجتماعى كه به نيازمنديهاى عمومى رسيدگى شود قدرت فكرى و جسمى طبقه زحمتكش و كارگر كه اكثريت اجتماع را تشكيل مىدهد بكار مىافتد و به دنبال آن يك نظام صحيح اقتصادى كه بر پايه همكارى عمومى و بهره گيرى عموم استوار است به وجود مىآيد.
" كفار" (از ماده كفور بر وزن فجور) به كسى گويند كه بسيار ناسپاس و كفران كننده باشد و" اثيم" كسى است كه گناه زياد مرتكب مىشود.
جمله فوق مىگويد: رباخواران نه تنها با ترك انفاق و قرض الحسنه و صرف مال در راه نيازمنديهاى عمومى شكر نعمتى كه خداوند به آنها ارزانى داشته به جا نمىآورند بلكه آن را وسيله هر گونه ظلم و ستم و گناه و فساد قرار مىدهند و طبيعى است كه خدا چنين كسانى را دوست نمىدارد.