آشنایی با علوم اسلامی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤
سکوت نکرده است و یک سلسله قواعد و وظائف عملی که از آنها به " حکم ظاهری " میتوانیم تعبیر کنیم ، برای ما مقرر کرده است . به دست آوردن وظیفه عملی ظاهری پس از مأیوس شدن از استنباط حکم واقعی نیز خود نیازمند به این است که ما راه و روش و دستور استفاده از آن قواعد را بیاموزیم . علیهذا علم اصول که علم دستوری است دو قسمت میشود . یک قسمت آن عبارت است از دستور استنباط صحیح احکام شرعی واقعی از منابع مربوطه . قسمت دیگر مربوط است به دستور صحیح استفاده از یک سلسله قواعد عملی در صورت یأس از استنباط . ما بخش اول را میتوانیم " اصول استنباطیه " و بخش دوم را " اصول عملیه " بنامیم . و نظر به اینکه اصول استنباطیه یا مربوط است به استنباط از کتاب و یا از سنت و یا اجماع و یا از عقل ، مسائل اصول استنباطیه منقسم میشود به چهار مبحث . بحث خود را از مبحث کتاب آغاز میکنیم .
حجیت ظواهر کتاب
در علم اصول مباحث زیادی که اختصاص به قرآن داشته باشد نداریم . غالب مباحث مربوط به قرآن ، مشترک است میان کتاب و سنت . تنها مبحث اختصاصی قرآن ، مبحث " حجیت ظواهر " است ، یعنی آیا ظاهر قرآن قطع نظر از اینکه وسیله حدیثی تفسیر شده باشد حجت است و فقیه میتواند آنرا مستند قرار دهد یا خیر ؟ به نظر عجیب میآید که اصولیون چنین مبحثی را طرح