آشنایی با علوم اسلامی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣
اگر ثابت شود که سیگار سرطانزا است یک مجتهد به حکم عقل حکم میکند که سیگار شرعا ] حرام است . متکلمین و اصولین ، تلازم عقل و شرع را قاعده ملازمه مینامند ، میگویند : کل ما حکم به العقل حکم به الشرع . یعنی هر چه عقل حکم کند شرع هم طبق آن حکم میکند . ولی البته این در صورتی است که عقل به یک مصلحت لازم الاستیفاء و یا مفسده لازم الاحتراز به طور قطع و یقین پی ببرد و به اصطلاح به " ملاک " و " مناط " واقعی به طور یقین و بدون شبهه دست یابد ، والا با صرف ظن و گمان و حدس و تخمین نمیتوان نام حکم عقل بر آن نهاد . قیاس به همین جهت باطل است که ظنی و خیالی است نه عقلی و قطعی . آنگاه که به " مناط " قطعی دست یابیم آن را " تنقیح مناط " مینامیم . متعاکسا در مواردی که عقل به مناط احکام دست نمییابد ولی میبیند که شارع در اینجا حکمی دارد ، حکم میکند که قطعا در اینجا مصلحتی در کار بوده والا شارع حکم نمیکرد . پس عقل همانطور که از کشف مصالح واقعی ، حکم شرعی را کشف میکند ، از کشف حکم شرعی نیز به وجود مصالح واقعی پی میبرد . لهذا همانطور که میگویند : کل ما حکم به العقل حکم به الشرع ، میگویند : کل ما حکم به الشرع حکم به العقل . اما قسمت دوم یعنی لوازم احکام : هر حکم از طرف هر حاکم عاقل و ذی شعور ، طبعا یک سلسله لوازم دارد که عقل باید در مورد آنها قضاوت کند که آیا فلان حکم ، لازم فلان حکم هست یا نه ، و یا فلان حکم مستلزم نفی فلان حکم هست یا نه ؟