آشنایی با علوم اسلامی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩
بوده است بر حالت اولین خود باقی است و خلافش نیامده است . حالا ببینیم در چه موردی باید بگوئیم اصل ، برائت است ، و در چه مورد باید بگوئیم اصل ، احتیاط یا تخییر یا استصحاب است . هر یک از اینها مورد خاص دارد و علم اصول این موارد را به ما میآموزد . اصولیون میگویند : اگر از استنباط حکم شرعی ناتوان ماندیم و نتوانستیم تکلیف خود را کشف کنیم و در حال شک باقی ماندیم ، یا این است که شک ما توأم با یک علم اجمالی هست و یا نیست ، مثل اینکه شک میکنیم در اینکه آیا در عصر غیبت امام ، در روز جمعه نماز جمعه واجب است یا نماز ظهر ؟ پس هم در وجوب نماز جمعه شک داریم وهم در وجوب نماز ظهر . ولی علم اجمالی داریم که یکی از این دو قطعا واجب است . ولی یک وقت شک میکنیم که در عصر غیبت امام نماز عید فطر واجب است یا نه ؟ در اینجا به اصطلاح شک ما " شک بدوی " است نه شک در اطراف علم اجمالی . پس شک در تکلیف یا توأم با علم اجمالی است و یا شک بدوی است . اگر توأم با علم اجمالی باشد یا این است که ممکن الاحتیاط است یعنی میشود هر دو را انجام داد یا احتیاط ممکن نیست . اگر احتیاط ممکن باشد باید احتیاط کنیم و هر دو را انجام دهیم ، یعنی اینجا جای اصل احتیاط است ، و اگر احتیاط ممکن نیست زیرا امر ما دائر است میان محذورین ، یعنی وجوب و حرمت ، یک امر معین را نمیدانیم واجب است یا حرام ، مثلا نمیدانیم در عصر غیبت امام اجراء بعضی از وظائف از مختصات