آشنایی با علوم اسلامی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
حکم عقل ثابت میکنیم ، چگونه ممکن است از نظر شرعی عقل را حجت ندانیم. اصولیون بحثی منعقد کردهاند به نام " حجیت قطع " یعنی حجیت علم جزمی . در آن مبحث ، مفصل در این باره بحث کردهاند . اخباریین منکر حجیت عقل میباشند ولی سخنشان ارزشی ندارد . مسائل اصولی مربوط به عقل دو قسمت است : یک قسمت مربوط است به " ملاکات " و " مناطات " احکام و به عبارت دیگر به " فلسفه احکام " ، قسمت دیگر مربوط است به لوازم احکام . اما قسمت اول : توضیح اینکه یکی از مسلمات اسلامی ، خصوصا از نظر ما شیعیان این است که احکام شرعی تابع و منبعث از یک سلسله مصالح ومفاسد واقعی است . یعنی هر امر شرعی به علت یک مصلحت لازم الاستیفاء است ، و هر نهی شرعی ناشی از یک مفسده واجب الاحتراز است . خداوند متعال برای اینکه بشر را به یک سلسله مصالح واقعی که سعادت او در آن است برساند یک سلسله امور را واجب یا مستحب کرده است ، و برای اینکه بشر از یک سلسله مفاسد دور بماند او را از پارهای کارها منع کرده است . اگر آن مصالح و مفاسد نمیبود نه امری بود و نه نهیی ، و آن مصالح و مفاسد ، و به تعبیر دیگر : آن حکمتها ، به نحوی است که اگر عقل انسان به آنها آگاه گردد همان حکم را میکند که شرع کرده است . این است که اصولیون - و همچنین متکلمین - میگویند که چون احکام شرعی تابع و دائر مدار حکمتها و مصلحتها و مفسدهها است ، خواه آن مصالح و مفاسد مربوط به جسم باشد یا به جان ، مربوط به فرد باشد یا به اجتماع ، مربوط به حیات فانی باشد یا به