آشنایی با علوم اسلامی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥
. ١٢ کتاب الاجارش . اجاره دو نوع است : یا به این نحو است که انسان منافع مال خود را در مقابل پولی که آن را مال الاجاره مینامند به دیگری واگذار میکند ، مثل اینکه انسان طبق معمول ، خانه یا اتومبیل و یا لباس خود را اجاره میدهد ، و یا به این نحو است که انسان خود اجیر میشود یعنی متعهد میشود که در مقابل انجام عملی خاص نظیر دوختن لباس ، اصلاح سر و صورت ، بنائی و غیره مزدی دریافت نماید . اجاره و بیع از یک جهت شبیه یکدیگرند و آن اینکه در هر دو مورد ، معارضه در کار است . چیزی که هست در بیع ، معاوضه میان یک عین خارجی و پول است ، و در اجاره میان منافع عین و پول است . عوضین را در بیع ، " مبیع " و " ثمن " مینامند ، و در اجاره " عین موجره " و " مال الاجاره " . اجاره وجه مشترکی با عاریه دارد و آن اینکه مستأجر و مستعیر هر دو از منافع استفاده میکنند . اما تفاوتشان در این است که مستأجر به حکم اینکه مال الاجاره میپردازد مالک منافع عین است ولی مستعیر مالک منافع نیست فقط حق انتفاع دارد . ١٣ کتاب الوکالة . یکی از نیازهای بشری نایب گرفتن افراد دیگر است برای کارهایی که او باید به صورت عقد یا ابقاع انجام دهد . مثل اینکه شخصی دیگری را وکیل میکند که از طرف او عقد بیع یا اجاره یا عاریه یا ودیعه یا وقف و یا صیغه طلاق را جاری کند . آنکه به دیگری از طرف خود اختیار میدهد " موکل " و آن که از طرف موکل به عنوان نایب برگزیده میشود " وکیل " و نفس این عمل " توکیل " نامیده میشود .