وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - تضادّى ديگر!
بدعتهايش نگاشتند. از جمله «ذهبى» از علماى هم عصر او نامهاى به او نوشت و او را مورد نكوهش قرار داد، و تسليم در برابر احاديث صحيح را از او خواستار شد.
«ذهبى» خطاب به او مىنويسد: «حال كه در دهه هفتاد از عمر خود هستى، و رحلت از اين عالم نزديك است آيا وقت آن نرسيده است كه توبه و انابه كنى؟»
در مصر نيز قاضى القضات فرقههاى چهارگانه اهل سنّت آراى ابن تيميّه را غلط و بدعت اعلام كرد.
ولى در قرن دوازدهم، محمّد بن عبد الوهاب ظهور كرد و از افكار ابن تيميّه حمايت نمود و از ميان عقايد او بيش از همه بر همان عقايد جديدش تأكيد كرد.
علاوه بر عقايد فوق، ابن تيميّه داراى عقايد خاصّ ديگرى نيز بود. او در سال ٦٩٨ آشكارا در بحثهاى داغ اعتقادى داخل مىشد و با مخالفين خودش به مناظره مىپرداخت، از جمله عقايد و رفتار او مىتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
١- حدود شرعيّه را خودش اقامه مىكرد.
٢- موى سر كودكان را از ته مىتراشيد!
٣- با كسانى كه مخالف عقيده او بودند آماده پيكار بود.
٤- از ارائه دادن نذور، مردم را نهى مىكرد.
٥- به امكان رؤيت حسّى خداوند اعتقاد داشت!!