وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨ - ٣- تعصب شديد و افراطى
مستكبران است». [١] و در مورد تعصّب ممدوح مىفرمايد:
«فَإنْ كانَ لا بُدَّ مِنَ العَصَبِيَّةِ فَلْيَكُنْ تَعَصُّبُكُمْ لِمَكارِمِ الْخِصالِ وَ مَحامِدِ الْأَفْعالِ؛ [٢]
هرگاه ناگزير از تعصّب هستيد تعصّب شما براى به دست آوردن صفات نيك و كارهاى خوب باشد».
تعصّب مذموم همواره آميخته با جمود فكرى و يكجانبهنگرى و پيشداورىهاى غير منطقى است و هميشه- به خصوص در عصر ما- سبب نفرت و عقبافتادگى است.
نشانه اين نوع تعصّب، موضعگيرىهاى تند و خشن و گاه خونريزى و غارت اموال، و تحقير ديگران، و توسّل به كلمات زشت و تند و توهينآميز است.
اين گونه متعصّبان كمترين ارزشى براى افكار ديگران قائل نيستند و گوش شنوايى براى دلايل مخالفان خود ندارند و متكبّر و خودبرتربين هستند.
تمام آنچه گفته شد در سخنان «وهّابيان افراطى» و اعمالشان و متأسّفانه در كتب پيشواى اين گروه ديده مىشود كه بعضى از نمونههاى آن گذشت كه به اندك چيزى مسلمانان را مشرك مىخواند و خون و مالشان را مباح مىشمرد.
كسى كه علما و بزرگان مخالف خود را «جُهّال» خطاب مىكند و به آنها «أيّها المشرك» مىگويد، و هر كس سخنان او را نپذيرد كافر و
[١] و ٢. نهج البلاغه، خطبه ١٩٢.
[٢]