وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠ - و) بدعت در كتاب و سنّت
مدرّسان معروف مسجد الحرام پايان مىدهيم.
او در كتاب «مفاهيم يجب أن تصحّح» در بحث بدعت تحت عنوان «بدعت خوب و بد» سخنى دارد كه خلاصهاش چنين است:
بعضى از فرومايگان جاهل و متعصّب و تنگ نظر كه خود را بىجهت به «سلف صالح» منتسب مىكنند، با هر امر تازهاى به مبارزه برمىخيزند و هر اختراع مفيدى را به عنوان اين كه بدعت است و هر بدعتى ضلالت است، نفى مىكنند بىآن كه ميان بدعتها و نوآورىها فرق بگذارند و بدعت نيك را از بد بشناسند.
اين فرقگذارى چيزى است كه عقل سليم و فكر روشن آن را تأكيد مىكنند و جمعى از بزرگان علم اصول همچون «نووى» و «سيوطى» و «ابن حجر» و «ابن حزم» بر آن صحّه نهادهاند.
هرگاه احاديث نبوى كه يكديگر را تفسير مىكنند، در كنار هم بگذاريم و يكجا مورد مطالعه قرار دهيم، همين مطلب را مىرساند.
از جمله حديث «كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ» است كه ناظر به بدعتهاى بدى است كه داخل در تحت هيچ اصلى از اصول شرع نمىباشد.
سپس مىافزايد: بدعت به معنى لغوى (يعنى نوآورى) حرام نيست، آنچه حرام و ضلالت است، بدعت به معنى شرعى است و آن «چيزى را بر امر دين افزودن و به آن رنگ و صبغه شريعت دادن است» كه به عنوان يك امر شرعى منسوب به صاحب شريعت مورد قبول و تبعيّت واقع شود.