وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧ - ب) خطر غلاة
است و تمام علماى اين كشورها جاهلانى هستند كه هيچ چيز از اسلام نمىدانند!! [١]
سپس مىافزايد: و متأسّفانه اصل تكفير مسلمين، و كشورهاى آنها را كشور كفر دانستن، و همه علماى آنها را كافر شمردن را، در كلمات خود شيخ يافتم، همانگونه كه مدارك آن را ذكر خواهم كرد!
سپس مىافزايد: مسلّماً شيخ و تابعين او در اين عقيده راه صحيح را نپيمودند.
در ادامه مىگويد: بعضى از خطاهايى كه شيخ و بسيارى از پيروانش در آن افتادند به خصوص در مورد تكفير مسلمانان بسيارى از طالبان علم را- از روى تقليد يا غلو- گرفتار ساخت، و در نتيجه اعمال خشونتبار، اخيراً (در نقاط مختلف جهان) روى داد، و گروهى با همان استدلال شيخ و همان شعارها حوادث دردناكى آفريدند (و دست به كشتارهاى وحشتناكى زدند و مىزنند).
١٠- شرم و حياى اكثر علما، در كشور سعودى از بيان خطاهاى شيخ، سبب مىشود نقد اين عقايد بر كسانى كه قدرت بر آن را دارند واجب عينى باشد و همين امر مرا وادار به اين بحث كرده است.
بر هر دانشمند و شهروندى در كشور (سعودى) لازم است آنچه را كه سبب مىشود ما را از اين خشونتها و تكفيرها خارج سازد، انجام دهد و از تبليغاتى كه تنها به كشور ما و اهل آن در درازمدت زيان
[١]. داعية و ليس نبياً، صفحه ١٣.