وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١ - فصل سوّم ادامه راه
حسن بن فرحان بعد از ذكر موارد بيستوهفتگانهاى كه شاگردان شيخ و پيروان او از تكفير مسلمين سر دادهاند، مىافزايد: «بعد از اين همه زيادهروى در امر تكفير كه نظير آن را سراغ نداريم، گروهى از علماى وهّابى حملات خشونتآميز تكفيرى خود را متوجّه «سيّد قطب» و «مودودى» و «اخوان المسلمين» و «حزب التحرير» كردهاند. درست است كه اينها در جانب سياسى گرفتار زيادهروى بودند، ولى زيادهروى آنها هرگز به پاى زيادهروى وهّابيون در همه جوانب، اعم از سياسى، عقيدتى، فقهى، فرهنگى و اجتماعى نمىرسد، انصاف هم چيزى خوبى است». [١]
سپس مىافزايد: «در عبارات گذشته بينديشيد، آيا چيزى از برنامههاى به اصطلاح جهادى! (و حمله بر مسلمين) باقى مانده كه وهّابيون نگفته باشند». [٢]
و در پايان اين بحث متذكّر مىشود كه بعد از محمّد بن عبد الوهّاب موج تكفير دامان خود وهّابيان را نيز گرفت و بعضى بعض ديگر را تكفير كردند و زنانشان را به اسارت گرفتند! سپس نمونههاى متعدّدى از آن را با استناد به كتاب الدرر السنية ذكر مىكند. [٣]
[١]. داعية و ليس نبياً، صفحه ١١٧.
[٢]. همان مدرك.
[٣]. داعية و ليس نبياً، صفحه ١٢٣ به بعد.