وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩ - يك خاطره تلخ!
آيا هيچ كس احترام به وطن و آب و خاك را شرك مىشمرد؟!
جالب اين كه همه وهّابىها به «حجر الاسود» احترام مىگذارند و آن را مىبوسند، هنگامى كه مىگوييم: هذا حجر لا يضرّ و لا ينفع ... اين نيز قطعه سنگى بيش نيست، و سرنوشت ما در دست آن نمىباشد،
مىگويند: پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آن را بوسيده [١] ما هم پيروى مىكنيم و مىبوسيم!
مىگوييم: مقصودتان اين است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله به شما اجازه شرك داده و اين مورد مستثنى است و نوعى شرك جايز است، يا بوسيدن دليل بر شرك نيست؟!
اينجا سكوت مىكنند و پاسخى ندارند.
اضافه بر اين مىگوييم همه شما «جلد قرآن» را مىبوسيد و اين كار را جايز مىشمريد، يك قطعه چرم و مقوا چه ارزشى دارد كه مىبوسيد؟
مىگويند هدف اظهار محبّت و احترام به قرآن است!
مىگوييم اين كار شرك نيست؟
مىگويند: صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله قرآن را مىبوسيدند. [٢]
[١]. صحيح بخارى، جلد ٢، صفحه ١٥٩.
[٢]. در دائرة المعارف كويتى ماده «تقبيل» مىخوانيم: مشهور در ميان حنابله و نيز حنفيه اين است كه بوسيدن قرآن جايز است، و از عمر نقل شده كه همه روز صبح قرآن را مىبوسيد و از عثمان نيز نقل شده كه قرآن را مىبوسيد و به صورت خود مىكشيد.