وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣ - د) مفهوم «شفاعت»
مىگفتند ما بتها را بدين جهت پرستش مىكنيم تا شفيعان ما نزد خدا باشند و كار شما مانند كار مشركان عرب است.
مىگوييم آنها پرستش بتها مىكردند، ما هرگز پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندان او را پرستش نمىكنيم و درخواست شفاعت ربطى به عبادت و پرستش ندارد.
مىگويند همين است كه ما مىگوييم!
مىگوييم قرآن خودش به گنهكاران دستور داده نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بروند و از او تقاضاى استغفار (و شفاعت) در پيشگاه خدا كنند تا خدا آنها را ببخشد: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً». [١]
«اگر مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مىكردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مىگذاردند)، به نزد تو مىآمدند، و از خدا طلب آمرزش مىكردند، و پيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد، خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند».
و از آن واضحتر در داستان يعقوب عليه السلام مىخوانيم كه فرزندان يعقوب بعد از اعتراف به اشتباه و گناه خود نسبت به يوسف عليه السلام، از پدر تقاضا كردند در پيشگاه خدا براى آنها استغفار (و شفاعت) كند و گفتند: «يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ* قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ». [٢]
[١]. نساء، آيه ٦٤.
[٢]. يوسف، آيات ٩٧ و ٩٨.