وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧ - نقد و بررسى
چرا آنان حاضر نيستند با ديگر علماى اسلام، علماى الازهر، دمشق، قم و نجف به بحث منطقى بنشينند تا حقايق روشن شود.
چرا بحثهاى آنها همچون پاسخهاى بعضى از پيشوايان آنها كه با جمله «ايّها المشرك الجاهل» آغاز مىشود و گوينده با پيشداورى خود، طرف مقابل را نخست مهدور الدم و مشرك و نادان شمرده سپس با او بحث مىكند، هنوز ادامه دارد؟!
چرا آن گونه كه قرآن دستور داده، حاضر نيستند بحثى دوستانه بر اساس «فَبَشِّرْ عِبادِ* الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» [١] ميان علماى وهّابى و ديگران آغاز گردد؟!
كه اگر چنين مىكردند اين همه خونهاى پاك مسلمين ريخته نمىشد و اموال آنها به غارت نمىرفت، و دشمنان بر آنها مسلّط نمىشدند و اقلّيّت كوچك صهيونيست همه چيز آنها را به بازى نمىگرفت. معلوم نيست چه جوابى در برابر خدا براى روز قيامت و عند الميزان و الحساب آماده كردهاند؟
به هر حال اين شش كلمه سرنوشتساز عبارتند از:
١- شرك و مشرك (در قرآن مجيد)
٢- إله (در لا إله إلّا اللَّه در قرآن مجيد)
٣- عبادت (در قرآن مجيد)
٤- شفاعت (در قرآن مجيد)
[١]. زمر، آيات ١٧- ١٨.