وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٢ - فشردهاى از كتاب «داعية و ليس نبياً»
را به صورت علمى آشكار مىسازد.
در فصل چهارم از موضوع مهمّ ديگرى بحث مىكند كه آيا پيروان او چشم و گوش بسته همان مسير تكفير مسلمين را دنبال كردند و بر اشتباهات او صحّه نهادند يا به نقد نظرات شيخ پرداختند؟
و سرانجام در فصل پنجم به نقد نظرات دشمنان شيخ مىپردازد و تندروان را از معتدلان جدا مىسازد و خود در صف معتدلان وهّابى قرار مىگيرد.
جالب اين كه در پايان مىگويد: «خلاصه تمام بحثها اين است كه شيخ در مسأله تكفير راه خطا پيموده»، سپس مىافزايد:
«اعتراف به اين مسأله براى افراد منصف با توجّه به استدلالات روشنى كه داريم كار آسانى است، نه دين اسلام با اين اعتراف از بين مىرود و نه خورشيد از مغرب طلوع مىكند (و نه آسمان به زمين مىآيد! فقط انسان جايز الخطايى خطا كرده است)». [١]
و ما مىافزاييم: بلكه به عكس اين نقدها باعث رونق دين و پيراستن آيين اسلام از خشونتهاى وحشتناك و غير انسانى است، و حدّ اقل وهّابيّون معتدل را به جاى وهّابيون متعصّب تندرو مىنشاند.
با اين توضيح به سراغ فشردهاى از هر يك از فصول كتاب مزبور مىرويم:
[١]. داعية و ليس نبياً، صفحه ٢٨ و ٢٩.