وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - د) مفهوم «شفاعت»
شده، از جمله در آية الكرسى مىخوانيم: «مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ». [١]
«چه كسى نزد خداوند- جز به اذن او- شفاعت مىكند؟!».
توحيد افعالى مىگويد همه چيز در عالم بايد به اذن خدا صورت گيرد و كسى همتا و شريك او نيست، اگر شفاعتى هم صورت مىگيرد به اذن و فرمان او است و از آنجا كه او حكيم است، اذن و اجازهاش نيز بر اساس حكمتى انجام مىگيرد و درباره كسانى اجازه شفاعت مىدهد كه لياقت شفاعت را داشته باشند و در طريق عصيان، تمام پلهاى پشت سر خود را ويران نكرده باشند. (دقت كنيد)
تا اينجا همه مسائل مورد توافق است، پس اختلاف در كجاست؟
اختلاف در اين است كه علماى اسلام (غير وهّابى) مىگويند تقاضاى از پيغمبر صلى الله عليه و آله نسبت به چيزى كه خدا به او داده (يعنى مقام شفاعت) كار شايستهاى است و نه تنها مخالف توحيد نيست، بلكه مؤيّد آن است، ولى وهّابىها مىگويند اگر از او تقاضاى شفاعت كنى كافر و مشرك و مباح الدم و المال مىشوى!!!
آيا شفاعت باطل است؟ نه، زيرا به اتّفاق همه علما جايز است.
آيا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مقام شفاعت ندارد؟ همه مىگويند البتّه دارد.
پس مشكل كار كجاست؟ مىگويند: مقام شفاعت دارد ولى از او نخواه كه كافر مىشوى! زيرا قرآن مىگويد، مشركان عرب هم
[١]. بقره، آيه ٢٥٥.