وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠ - مقدّمه
جنوب و غرب افغانستان آغاز كردند و قندهار، هرات و ساير شهرهاى مجاور را به تصرّف خود درآوردند. در سال ١٩٩٥ به حوالى كابل رسيدند ولى در همان سال توسّط نيروهاى حكومت عقب رانده شدند. آنها همچنان در تسخير كابل سعى كردند تا آنكه در سال ١٩٩٦ كابل را به تصرّف خود درآوردند، كه نتيجه آن از بين رفتن ٥٠٠٠٠ نفر بود! «برهان الدين ربّانى» و «گلبدين حكمتيار» به سمت شمال كشور فرار كردند و طالبان نيز بعد از اشغال كابل «محمّد نجيب الله» را كه از طرف شوروى در آنجا فعّاليّت مىكرد، اعدام كردند.
در اين ايّام بود كه طالبان قوانين خشك مذهبى وهّابىهاى افراطى را به مرحله اجرا درآوردند.
ملّا محمّد عمر كه بالاترين عضو در نيروى طالبان بود شورايى را تأسيس كرد كه متشكّل از اعضاى بالا رتبه طالبان بود و قانون نهايى فقط با تصويب «ملّا محمد» به مرحله اجرا در مىآمد!
طالبان از طريق راديوى كابل و توسّط بلندگوهايى كه بر روى كاميونها مستقر كرده بودند، قوانين خود را به گوش ساكنين مىرساندند، آنها سينماها و تئاترها را تعطيل كردند و مردان را با ضرب شلّاق مجبور به اقامه نماز در مساجد مىكردند. مدارس دخترانه را تعطيل نمودند و كار كردن زنان در خارج از خانه نيز ممنوع گشت. در نتيجه اكثر اعضاى بيمارستانها از كار بركنار شدند. اين در حالى بود كه بسيارى از زنان، مردان خود را در جنگ از دست داده