وهابيت بر سر دو راهى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨ - ب) خطر غلاة
مىرساند، هر چند (خيال كنيم) در كوتاه مدّت فايدهاى دارد، جدّاً پرهيز نمايد.
ما بايد دين و وطن خود را از آلودگى تكفير ستمگرانه و ريختن خونهاى بىگناهان پاك سازيم و به اين وضع خاتمه دهيم.
در اين هنگام كه اين سطور را رقم مىزنيم، روزى نيست كه خبر خشونتهاى وحشتناك از عراق به ما نرسد. هر روز دهها و گاه صدها نفر طعمه اين خشونت لجامگسيخته به وسيله اتومبيلهاى بمبگذارى شده، مىشوند و بسيارى از آنها جنبه انتحارى دارد و نشان مىدهد كار كسانى است كه خود را مسلمان و همه را كافر مىپندارند و جان و مالشان را مباح مىشمرند.
اينها نيز محصول همان تعليمات مكتب شيخ است كه از حجاز به اردن و از اردن به عراق آمده است.
جالب اين كه نويسنده كتاب مزبور (داعية و ليس نبياً) در پاورقى كتاب خود در همين فصل به نكته قابل توجّهى اشاره مىكند و آن اين كه غربىها به خصوص آمريكايىها با سياستهاى مخرّب سياسى، نظامى، اقتصادى و كمكهاى همه جانبه به اسرائيل غاصب، زمينهساز اين خشونتها بوده و هستند.
در بخش ديگرى از كلمات خود به سراغ اين مىرود كه اين تكفير لجامگسيخته كه سبب هرج و مرج حتّى در داخل كشور سعودى شده، از كجا سرچشمه مىگيرد؟!
و سرانجام به اين نتيجه مىرسد كه تعليمات شيخ و مكتب او