حيله هاى شرعى و چاره جويى هاى صحيح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧ - نقد راه حلهاى سهگانه
مثلا شخصى كه به زيارت يكى از معصومين عليهم السّلام مشرّف مىشود، و او را براى خدا زيارت مىكند، گاه انگيزهاش نورانيّت و صفاى باطن است، و در پارهاى از اوقات شفاى بيمارى خود يا نزديكانش مىباشد، و گاه استمداد جستن از آن ولى اللّه براى شفاعت در پيشگاه خدا، جهت پرداخت بدهيهايش.
اينها همه از قبيل داعى بر داعى است، و هيچ كس نمىتواند تمام اين زيارات را باطل بداند؛ زيرا خود شارع مقدّس و ائمّه عليهم السّلام اينها را به ما تعليم دادهاند. خودشان نماز حاجت و نماز باران را براى رسيدن به خواستههاى مادّى به ما آموختهاند.
بنابراين، اخذ اجرت، كه در طول قصد قربت است، تضادّى با آن ندارد.
مستأجر براى تقرّب به خداوند، و به نيابت از منوب عنه نماز مىخواند، ولى انگيزه او بر اين عبادت خدا، اخذ اجرت است. اين ايرادى ندارد.
سؤال: در مثالهايى كه- در بالا- ذكر شد، هم اصل مثال عبادت است، و هم انگيزه آن؛ مثلا نماز باران هم خود عبادت است و هم انگيزه آن؛ چون طلب باران نوعى دعاست، و دعا نوعى عبادت است، امّا در عبادات استيجارى اين گونه نيست؛ زيرا اخذ اجرت از مردم عبادت محسوب نمىشود، پس قياس عبادات استيجارى به «نماز حاجت» و «استسقا» و مانند آن، قياس صحيحى به نظر نمىرسد.
پاسخ: بايد پرسيد داعى و انگيزه اين دعا در پيشگاه خدا