حيله هاى شرعى و چاره جويى هاى صحيح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦ - موارد ضرورت
موارد ضرورت
مصاديق مختلفى را مىتوان براى ضرورت بر شمرد. از جمله:
١- زوجه مبتلا به نوعى بيمارى جسمى است، كه حاملگى تنها راه درمان آن مىباشد، يا بدون حاملگى بهبودى آن سخت و مشكل است. چنين ضرورتى عوارض مذكور را مباح نموده، و راه را براى تلقيح هموار مىسازد.
٢- زوجه داراى بيمارى روحى شديدى است، كه اگر حامله و سپس بچّهدار نشود، مشكل او برطرف نمىگردد.
٣- زوجه از ناراحتى جسمى يا روحى رنج نمىبرد، و جسم و روحش سالم است، ولى اگر بچّهدار نشود، زندگى مشتركش مواجه با مشكل مهمّى مىشود، يا از هم مىپاشد، و در صورت طلاق، با توجّه به اين كه به صورت طبيعى باردار نمىشود، شانس ازدواج مجدّد او ضعيف است. در چنين صورتى نيز تلقيح جايز مىباشد، و ضرورت مذكور محذورات مزبور را مجاز مىشمرد.
٤- ضرورتى از سوى زوجه وجود ندارد، بلكه از ناحيه شوهر احساس ضرورت مىشود. مثل اين كه زندگى بدون بچّه براى زوج بسيار سخت و طاقتفرساست، و بيم آن مىرود كه اگر به همين شكل ادامه يابد، زوج بيمار يا دچار افسردگى شديد شود. همچنين ضرورتهاى مشابه ديگر.
ضرورت حاصل براى شوهر اجازه تلقيح به زن را مىدهد، همان گونه كه ضرورت حاصل براى طفل شيرخوار، اجازه افطار روزه را به مادر مىدهد. يا ضرورت تشنگى حيوان، در جايى كه آب كمياب