آيات ولايت در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢
٧. امام على عليه السلام و علم حقيقت (علم باطن)
دكتر أبو الوفاء غنيمى تفتازانى، استاد دانشگاه قاهره و شيخ طريقت، در مقدّمه خود بر كتاب «وسائل الشّيعه» مىنويسد: «مشايخ و اصحاب طريقت؛ مانند رفاعى، بدوى، دسوقى و گيلانى از اجلّه علماى اهل سنّت، در اسناد طريقت خود به ائمّه اهل بيت و از طريق آنها به امام على عليه السلام و از او به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم استناد مىكنند. زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: «انا مدينة العلم و علىّ بابها» [١] و اين نزد عرفا خصوصيّتى در علم حقيقت، علم مكاشفه و علم باطن است كه بجز امام على عليه السلام كسى واجد اين خصوصيّت نيست. [٢] در اكثر كتب اهل سنّت، شواهد فراوانى براى خصوصيّت امام على عليه السلام در اين علم وجود دارد؛ به عنوان نمونه، عُمَر به هنگام استلام حجر اظهار داشت: «مىدانم تو سنگى و سود و زيانى ندارى، اگر نديده بودم كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم تو را مىبوسيد، نمىبوسيدمت!» على عليه السلام خطاب به عمر فرمود: «او هم سود مىرساند و هم زيان، خداوند پيمان «عالم ذر» [٣] را در اين سنگ به وديعت نهاد و اين سنگ در قيامت به سود كسانى كه وفاى به عهد كردند گواهى مىدهد!» عمر چون اين بشنيد گفت: «خدا مرا در سرزمينى كه تو آنجا نباشى زنده نگذارد، اى أبا الحسن! [٤]»
٨. امام على عليه السلام و جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
بحثهاى گذشته خود به خود خوانندگان گرامى را به اين نتيجهگيرى سوق
[١] مدرك اين روايت در چند صفحه قبل ذكر شد.
[٢] كيهان فرهنگى، شماره ١٨٤، صفحه ١٦.
[٣] مشروح مباحث مربوط به «عالم ذر» را در تفسير نمونه، جلد ٧، صفحه ٥ به بعد، مطالعه فرماييد.
[٤] الجامع الاصول لاحاديث الرّسول، جلد ٢، صفحه ١٤٩.