آيات ولايت در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١ - ١ تعصّب و لجاجت دو مانع بزرگ!
دارند، قرين «شَيْطانٍ مَرِيدٍ» هستند.
در روايات اسلامى نيز يكى از حجابهاى مهم در مقابل يقين و رسيدن به حق، همين سخنهاى بغضآلود و بهانهجويانه و بىمحتوا و جدال به باطل بيان شده است. در روايتى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«ما ضَلَّ قَوْمٌ إِلَّا أَوْثَقُوا الْجِدالَ [١]؛ هيچ قوم و جمعيّتى گمراه نشد، مگر به سبب تمسّك به جدال باطل.»
طبق اين روايت ضلالت و گمراهى تنها يك عامل دارد و آن بحثهاى غير منطقى و جدالآميز است.
سؤال: چرا ريشه تمام گمراهىها به جدال به باطل بر مىگردد؟
پاسخ: زيرا اگر انسان در مقابل حق تسليم باشد، مناديان حق در دنيا فراوان هستند و براحتى هدايت مىشود. امام موسى بن جعفر عليه السلام در پاسخ هارون الرّشيد، كه از آن حضرت موعظه خواسته بود، فرمود:
«ما مِنْ شَيءٍ تَراهُ عَيْناْكَ إِلَّا وَ فِيهِ مَوْعِظَةٌ [٢]؛ هر آنچه در جهان هستى مىبينى موعظه است.»
يعنى زمين با تمام موجوداتش موعظه است؛ آسمان با همه آنچه در خود دارد موعظه است؛ زمانها و مكانها موعظه هستند؛ حوادث تلخ و شيرين موعظه است؛ آرى، همه اينها موعظه است، به شرط آن كه چشمى باز و گوشى شنوا داشته باشيم.
بنابراين، حق براى حقيقتجويان و طالبان حقيقت، مخفى و پنهان نيست و كسانى كه گمراه مىشوند خود مشكل دارند و دچار بيمارى جدال به باطل هستند.
و روشن است كه در آنچه گفته شد تفاوتى بين مباحث دينى و اخلاقى و سياسى و مانند آن نيست؛ منشأ جنگ مطبوعات در محدوده مسائل سياسى نيز همين مطلب است كه نمىخواهند تسليم حق باشند و هر كس مىخواهد پيشداوريهاى خويش را حاكم كند وگرنه تشخيص حق در مسائل سياسى نيز آن
[١] بحار الانوار، جلد ٢، صفحه ١٣٨.
[٢] ميزان الحكمة، باب ٤١٢٠، حديث ٢١٧١١.