آيات ولايت در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠ - ارتباط آيه «اذان» و «مؤذّن»
ندارد و هر از چند قدمى به زمين مىخورد و دوباره برمىخيزد و به راهش ادامه مىدهد، بدان جهت است كه او در دنيا با اين گناه بزرگ تعادل اقتصادى جامعه را بر هم زده و جامعه را دچار بىثباتى اقتصادى و مالى نموده است. پس عدم تعادل رباخوار در آخرت، انعكاسى از برهم خوردن تعادل جامعه در دنيا بر اثر ارتكاب او به گناه زشت رباخوارى است. [١]
اگر ظلم در آخرت بسان تاريكى و ظالم همچون انسان تاريكى مىباشد كه راه به جايى نمىبرد، به خاطر آن است كه ظالم دنيا را بر مظلومين تيره و تار كرده، به گونهاى كه آنها راه به هيچ جا نمىبرند. پس ظلمات ظالم در آخرت نتيجه و انعكاس ظلماتى است كه او خود در دنيا براى مظلومان به وجود آورده و زندگى آنها را تيره و تار كرده است.
اگر انسان مؤمن و داراى ايمان با چراغى از نور وارد صحنه محشر مىشود و در سايه آن چراغ، به سوى رضوان و مغفرت الهى رهنمون و هدايت مىگردد، به خاطر اين است كه انسانهاى مختلفى در پرتو نور ايمان او در دنيا هدايت گشته و به حقيقت رهنمون شدند.
خلاصه اين كه، تمام «پاداشها» و «كيفرها» در جهان آخرت انعكاس و زاييده اعمال خود ما انسانها در دنياست.
با توجّه به اين مطلب، اگر على عليه السلام طبق آنچه در آيه سوم سوره توبه آمده، «مؤذّن» پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در دنياست و پيام آن حضرت را در مكّه به گوش مشركان مىرساند، همو در جهان آخرت نيز «مؤذّن» است و پيام خداوند عالم را به گوش جهنّميان مىرساند و آنها را مشمول لعنت الهى، به خاطر ظلمى كه مرتكب شدهاند، مىداند.
اگر على در جهان آخرت فصل الخطاب تمام سخنهايى است كه بين بهشتيان و جهنّميان ردّ و بدل مىشود، به خاطر آن است كه او در دنيا نيز فصل الخطاب بوده و آخرين سخن را خطاب به مشركان و بتپرستان بيان كرده است. آيا اين،
[١] مشروح مباحث مربوط به «ربا» را در كتاب «ربا و بانكدارى اسلامى» مطالعه فرماييد.