آيات ولايت در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢ - توسّل در روايات
اى پيامبر خدا! از بيابان آمدهايم در حالى كه خشكسالى ما را بيچاره نموده است.
از فرط خشكسالى به جاى شير در پستان زنان شيرده خون جارى شده است. نه در پستان زنان شير است و نه در زراعتها آب. به تو پناه آوردهايم و پناهى جز پيامبر خدا براى ما نيست.
وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عرض حال سوزناك اين مرد عرب را شنيد، بسيار متأثّر شد و به سوى مسجد حركت كرد. از شدّت تأثّر و ناراحتى، عباى حضرت بر روى زمين كشيده مىشد؛ حضرت بر فراز منبر قرار گرفت و دست به دعا برداشت؛ آن قدر دعا كرد كه بارش باران رحمت شروع شد و بدين وسيله مردم از خشكسالى و قحطى آب، نجات يافتند.» [١]
طبق اين روايت، مرد عرب در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به آن حضرت متوسّل شد و رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم او را از اين كار نهى نكرد.
٢. بخارى در كتاب خويش، روايتى در اين زمينه نقل مىكند:
مردم در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مبتلا به خشكسالى شدند، براى رفع اين مشكل به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم متوسّل شدند، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دعا كرد و باران رحمت نازل شد، وقتى باران آمد، پيامبر فرمود:
لَوْ كانَ أَبُو طالِبٍ حَيّاً لَقَرَّتْ عَيْناهُ [٢]
اگر ابو طالب زنده بود، چشمانش به خاطر اين دعا و نزول باران روشن مىشد.
اين جمله پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اشاره به دعاى بارانى دارد كه قبل از بعثت پيامبر توسّط حضرت ابو طالب انجام شد و باران رحمت بر مردم نازل شد. ابو طالب در آن زمان قنداقه پيامبر را به دست مىگيرد و او را واسطه قرار مىدهد و خدا را به قنداقه آن حضرت قسم مىدهد تا باران بر مردم نازل شود و دعاى او مستجاب مىشود و مردم از خشكسالى نجات مىيابند. سپس ابو طالب در اين باره شعرى مىگويد، كه
[١] كشف الارتياب، صفحه ٣١٠؛ مشروح مباحث مربوط به نماز باران را در كتاب ما «تحقيقى پيرامون نماز باران» مطالعه فرماييد.
[٢] كشف الارتياب، صفحه ٣١٠.