فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٣ - نتايج ناگوار منع تدوين حديث
د ـ زمينه ساز وضع آشفته بازار حديث
روزى كه محدثان اسلامى، گويا به تشويق منصور، دست به نگارش حديث زدند، به تصريح سيوطى، جز يك رشته دفاتر نامنظم، چيزى در اختيار محدثان نبود، عشق و علاقه حكومت و مردم به شنيدن آثار رسالت، سبب شد كه رندان دنيا پرست از طريق جعل و وضع حديث، براى خود مقام و موقعيتى كسب كنند و بر كرسى مقدس استادى حديث تكيهزده و گروهى را دور خود گرد آورند. اگر آن جوامع نخستين در دست بود، و احاديث رسول گرامى پيوسته دست به دست ميگشت، ديگر شيادان، از آب گل آلود، موفق به صيد ماهى نميشدند، ولى متأسفانه آشفتگى بازار حديث، مايه عظمت و موجب موفقيت آنان گرديد.
كتب رجال، كذّابان و وضّاعانى را معرفى ميكند كه براى دست يابى به مقام و منصب، يا ثروت و مال، و يا اِعمال تعصّب و لجاجت بر ضد گروهى، دست به وضع حديث زدند. تنها علامه امينى[١]، اسامى هفتصد نفر را به ترتيب حروف الفبا، در كتاب «الغدير»، گرد آورده است، و اگر اين كار مجدداً به صورت گروهى انجام گيرد، آمار وضّاعان، از اين هم تجاوز ميكند.
انسان، در آغاز كار تصور ميكند كه واضعان حديث، به جعل يك و دو حديث اكتفا ميورزيدند و دست از شيطنت بر ميداشتند، در حالى كه جريان بر خلاف اين انديشه ابتدائى است. آنان در ارتكاب اين گناه، بر يكديگر سبقت ميجستند، و هزاران دروغ، از لسان پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)نقل ميكردند. كافى است بدانيم:
١ـ عثمان بن مقسم، سازنده بيست و پنج هزار حديث بود.
[١] الغدير، ج ٦، ص ٢٠٩ ـ ٢٧٥.