فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٠ - نمونه هايى از فرقه گرايي در عصر رسالت
سخن شهرستانى، يك نوع پرده پوشى بر اختلافات ديگر ياران رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)است كه جزء حزب نفاق نبودند، ولى در بسيارى از مسائل دينى و سياسى در مقابل پيامبر موضع گيرى ميكردند و لب به اعتراض ميگشودند و حتى پس از در گذشت صاحب رسالت نيز، از عقيده خود دست بر نداشتند.
٢ـ هنگام برخورد مسلمانان با قريش در سرزمين «حديبيه»، كه در سال ششم هجرت رخ داد، مصالح اسلام ايجاب كرد كه پيامبر با دشمن ديرينه، از در مسالمت وارد شود، و ميان طرفين، صلح نامهاى نگارش يابد، و جنگ و نبرد و مداخله در امور داخلى يكديگر تا مدتى متوقف شود. عقد اين قرارداد به قدرى به حال اسلام مفيد بود كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرصت يافت، با اطمينان خاطر از جانب «قريش»، به شمال جزيره رو آورد و ريشه خيبريان را بر كند و قدرت خود را تا كرانههاى شام، گسترش دهد. ولى متن قرارداد، در كام برخى از ياران او به اندازهاى تلخ بود كه وى، به دوست خود «ابى بكر» گفت: «چرا در راه دين خود، تن به خفت و ذلت دهيم»[١].
٣ـ مفسران، در تفسير آيه ((فَاِذا اَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ اِلىَ الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهدْىِ))، مينويسند:[٢] علت اينكه نام اين نوع از فريضه را «حج تمتع» گذاردهاند، اين است كه در اين ـ نوع از اقسام سه گانه ـ «حج»، شخص محرم، پس از اتمام اعمال «عمره»، لباس احرام را ترك ميكند و همه محرمات، براى او حلال ميگردد و ميتواند با حلال خود نزديكى كند، آنگاه براى اعمال حج، در روز هشتم يا نهم، احرام مجدد ببندد.
ولى اين نوع از تمتع به كام برخى، تلخ آمد و آن را با سليقه خود موافق نديدند و معترضانه مى گفتند: معنى ندارد كه هنوز نام «حاج» بر روى ما باشد، در حاليكه
[١] سيره ابن هشام، ج٢، ص٣١٨.
[٢] «وقتى (از بيمارى يا دشمن) ايمن شديد، كسانى كه با ختم اعمال عمره، حج را آغاز ميكنند، آنچه از قربانى ممكن است، ذبح كنند». سوره بقره، آيه ١٩٦.