فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦٠ - اصول عقايد اهل حديث از زبان اشعرى در ٥١ اصل
((تَجْرِى بِأَعْيُنِنا)) (سوره قمر/١٤) «زير نظر ما (چشم ما) حركت ميكرد).
١٠ـ آن كس كه گمان كند نامهاى خدا غير خدا است، او گمراه است. (اسم با مسمى يكى است).
١١ـ خدا داراى علم است (علم او غير ذات او است). چنانكه ميفرمايد:
((اَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ)) (سوره نساء/١٦٦).
«كتاب خود را با علم خويش فرو فرستاد». و نيز فرموده است:
((وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى وَ لاتَضَعُ إِلاَّ بِعِلْمِهِ)) (سوره فاطر/١١).
«هيچ مادهاى آبستن نمى شود و نميزايد مگر با علم او».
١٢ـ ما براى خد،ا گوش و چشم ثابت مى كنيم و هرگز آنها را نفى نميكنيم، آنگونه كه معتزله و جهميه و خوارج نفى كردند.
١٣ـ ما براى خدا قوه و نيرو ثابت مى كنيم. چنانكه فرموده است:
((اَ وَ لَمْ يَرَوْ اَنَّ اللّهَ الَّذِى خَلَقَهُمْ هُوَ اَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً)) (سوره فصلت/١٥).
«آيا نميبينند خدايى كه آنان را آفريده، از ايشان نيرومندتر است؟»
١٤ـ ما ميگوييم: كلام خدا مخلوق نيست و خدا چيزى را خلق نكرده است مگر اين كه به او گفت: «كُنْ»، پس آن هم وجود پذيرفت «فَيَكُونُ». چنانكه ميگويد:
((اِنَّما قَوْلُنا لِشَىء اِذا اَرَدْناهُ اَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ)) (سوره نحل/٤٠).
«گفتار ما به چيزى آنگاه كه هستى او را بخواهيم. اين است كه «باش»، پس آن چيز محقق ميشود».