فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٧٨ - عامل سوّم جلو گيرى از تدوين احاديث پيامبر
بتواند در مدت ده سال[١]، اين همه سخن بگويد.
حديث نبوى، در قرن دوم و سوم، چهره خود را به صورت مخروطى شكل، نشان داد، كه راس مخروط در عصر پيامبر، و قاعده آن در اعصار بعدى، قرار داشت، هر چه به عصر پيامبر كه منبع حديث است، باز گرديم تعداد احاديث را كمتر، و هر چه از عصر او دورتر شويم، شماره آنرا رو به افزايش ميبينيم، تا آنجا كه احمد بن حنبل (٢٤٢هـ)، تنها متجاوز از هفت صد هزار حديث صحيح را شمار[٢]ش كرده است; خدا ميداند كه تعداد مجموع احاديث منسوب به آن حضرت اعم از «حسن»، «موثق» و «ضعيف»، در چه پايه ميباشد. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
داغى بازار جعل حديث، معلول فقدان جوامع حديثى است كه شايسته بود به دست تواناى صحابه پيامبر كه از زبان او شنيده بودند، تاليف گردد و به عنوان سند رسمى در ميان مسلمانان باقى بماند. ولى وقتى يك گفتگوى زبانى به مدت يك قرن و نيم، نوشته نشود، و ترك نگارش حديث رنگ تقدس به خود بگيرد و تدوين آن موجب اتهام به باز دارى مردم از قرآن و تفسير شود، طبعاً نوشتن احاديث، بهتر از اين نخواهد بود.
اگر احمد بن حنبل به ديده خوش بينى به احاديث موجود در عصر خود مينگرد و تعداد صحيح را متجاوز از هفت صد هزار، ميانديشد، محدث معاصر او، بخارى، احاديث صحيح خود را كه تعداد آن از چهار هزار تجاوز نميكند، از ششصد هزار حديث بر ميگزيند، يعنى از هر صد و پنجاه حديث، فقط يك حديث، نزد او صحيح بوده و آن را در صحيح خود آورده است[٣].
[١] نوع احاديث پيامبر، مربوط به دوران هجرت او است و اختناق در مكه مانع از تبليغ بود.
[٢] دِرايه شهيد ثانى، ص ١٧. ميگويد: «صحّ من الاحاديث سبعمائة الف و كسر».
[٣] حياة محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)، ص ٤٩.