فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٠ - دوره هاى سه گانه عصر ترجمه
نبوده، بلكه مشوق اين كار بوده است. زيرا او به دليل علاقهاى كه به علم كيميا داشت، از دانشمندان مصر خواست، كتابهاى كيميا را از يونانى و قبطى به عربى باز گردانند.
ترجمه علوم بيگانگان سه دوره داشت:
دوره نخست، از زمان خلافت منصور (١٣٦) تا زمان مرگ هارون (١٩٣) ادامه داشت و برخى از كتابهاى پزشكى، در اين مقطع به عربى بر گردانده شد.
دوره دوم، از آغاز حكومت گسترده مأمون (١٩٨) شروع ميشود و تا پايان قرن سوم (٣٠٠) ادامه مييابد. در اين دوره، كتابهاى افلاطون و ارسطو و كتابهاى مربوط به منطق، فلسفه و ديگر رشتهها ترجمه گرديد.
دوره سوم، از اوّل قرن چهارم شروع ميشود و تا سال ٤٠٠ به پيش ميرود[١].
اين ترجمهها با سود و زيان به هم آميخته بود. زيرا هر چند به تمدن اسلامى تحرك و قدرت بخشيد و آن را به اوج كمال خود رسانيد، ولى در عين حال خالى از پى آمدهاى ناخواسته نبود. خصوصاً كه اين كار به وسيله افرادى انجام ميگرفت و يا نتيجه آن در اختيار افرادى گذارده ميشد كه هيچ نوع مصونيت فكرى در برابر آثار سوء آن نداشتند، بل تحت تأثير آن قرار مى گرفتند. از اين روى، گروهى با خواندن اين ترجمهها و يا قيام به نشر و ترجمه آنها، در تاريكى الحاد فرو ميرفتند. تاريخ از افرادى مانند ابن ابى العوجاء، حماد بن عجرد، يحيى بن زياد، و مطيع بن ياس و عبد اللّه بن مقفع و ديگران، ياد ميكند كه به خاطر عدم مصونيت در برابر سموم اين كتابها، به الحاد گراييده و مروّج افكار ملاحده شدند.
نهضت ترجمه، در عصر امويان و عباسيان، ضابطه خاصى نداشت و هدف، نقل دانش رومى و يونانى وقبطى و ايرانى، به زبان عربى بود، هر چند
[١] عصر المأمون، احمد فريد رفاعى، ص ٣٧٠ با تلخيص.