فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٩ - عامل پنجم برخورد با فرهنگهاى بيگانه
نشانه هايى است، آنان كه خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته، ياد ميكنند و در آفرينش آسمانها و زمين ميانديشند».
بايد به علوم و انديشههاى انسانها، آنگاه كه كليد زندگى و مايه بهره گيرى صحيح از مواهب الهى باشد و انسان را در قلمرو عقل نظرى و عملى يارى كند، بهاء داد و به سخنان مفيد و سودمند انديشمندان در هر زمان و مكان، گوش فرا داد و آنها را به كار بست. چنانكه ميفرمايد:
((فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقُوْلَ فَيَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ)) (سوره زمر/١٧ـ ١٨).
«بندگانم را نويد ده، آنان كه سخنان را ميشنوند، و از بهترين آنها پيروى ميكنند».
اگر او در كتاب خود، به فراگيرى دانش و تحصيل علم دعوت ميكند، اولياء او نيز پيوسته مسلمانان را به كسب دانش فرمان دادهاند، هر چند آن دانش در دورترين نقاط جهان ، قرار داشته باشد. چنانكه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ميفرمايد:
«اطلبوا العلم و لو بالصين = دانش را فرا گيريد هر چند در سر زمين چين باشد».
بر اين اساس، مسلمانان هوشمند، بر آن شدند تا معارف يونان و روم را كه در سر زمين مصر و ايران و سوريه منتشر بود، بياموزند، و آنگاه كه بر خزائن علوم يونانى دست يافتند، همه را از زبان سريانى به عربى بر گرداندند[١].
مسأله بر گردندن علوم يونانى، رومى و ايرانى به زبان عربى، در دوره امويان آغاز شد و در دوره بنى عباس به اوج خود رسيد. تاريخ، هر چند خالد بن يزيد بن معاويه را نخستين مترجم معرفى ميكند[٢]، ولى حق اين است كه او مترجم
[١] كامل ابن اثير، ج ٥، ص ٢٩٤، و رخدادهاى سال ٢٤٠.
[٢] فهرست ابن النديم، ص ٣٠٣.