فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٠ - كشمكش ميان وجدان و عقيده
البته انسان نميتواند خود را از هر نظر حر و آزاد بينديشد; زيرا قسمتى از سرنوشت او را، امور خارج از اختيار تشكيل ميدهد. در اين جنگ تحميلى كه ابرقدرتها بر ايران تحميل كردند، انسانهاى فراوانى به وسيله بمباران و موشكبارانهاى دشمن، كشته شدند و اين يك سرنوشت ناخواسته بود. البته هرگز چنين سرنوشتهاى خارج از اختيار، محور سعادت و شقاوت اخروى و يا كيفر و پاداش نيست. سخن درباره سرنوشتهايى است كه انسان ميتواند، زمام آن را در اختيار بگيرد و اين مطلبى است كه انسان آن را با درون جان مييابد. و اين درست در مقابل مسأله قضاء و قدر است كه اهل حديث مطرح ميكنند و هرگز با چنين دريافت وجدانى سازگار نيست.
از اين جهت، برخى، افعال بندگان را از قلمرو تقدير بيرون برده و فقط حوادث تكوينى را متعلّق قضاء و قدر ميپندارند، بهگونهاى كه اگر عقيده نخست، يك نوع افراط در تقدير است، عقيده دوم نيز، يك نوع تفريط در آن ميباشد. زيرا معنى آن، اين است كه در جهان، حوادثى رخ ميدهد كه از قلمرو اداره خدا بيرون است و اين يك نوع ثنويت و اعتقاد به «دو خدايى» است كه اين افراد، نا خود آگاه مطرح ميكنند. توحيد در خالقيت، ايجاب ميكند كه آنچه كه در جهان رخ ميدهد، از حيطه قدرت و اراده خدا بيرون نبوده و به گونهاى به او وابسته باشد، ولى در عين حال، نبايد به صورتى تفسير شود كه با حريت و آزادى انسان، در تزاحم و تعارض باشد.
اكنون وقت آن رسيده است كه ما قضاء و قدر را به گونهاى صحيح تفسير كنيم، تا از اين رهگذر به توضيح عقيده اهل بيت (عليهم السلام) بپردازيم. آنان كه در عين اعتقاد به قضاء و قدر، به آزادى انسان نيز احترام ميگذارند.