فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠ - هفتاد و سه ملت در حديث پيامبر
«زيلغى»[١] كه خود از «حافظان»، به شمار ميرود، طرق و اسناد حديث را در كتاب «تخريج احاديث الكشاف» كه آن را به تنظيم و تبيين احاديث كتاب «كشاف» اختصاص ميدهد، گرد آورده و بيش از همه در اين حديث سخن گفته است.
داورى، درباره اسناد حديث كه وى گرد آورده با وضع نگارش ما سازگار نيست، از اين جهت، در اين جا، به فشرده گويى بسنده مى كنيم.
برخى از حديث شناسان، اسناد روايت را صحيح ندانسته و ميگويند، در تمام سندهاى مختلف حديث، اشخاص ضعيف و يا مجهول وجود دارند و چنين حديثى شايسته استدلال نيست. در راس اين گروه «ابن حزم»، مؤلف كتاب «الفصل في الاهواء و الملل»[٢] است. در برابر، گروه ديگرى به تعدد طريق و سند حديث اكتفا ورزيدهاند. گويا آن را (با ضعفى كه در اسناد دارد)، جزء روايات «مستفيض»، به شمار آوردهاند[٣].
ابو عبداللّه حاكم نيشابورى كه بر صحيحين (صحيح بخارى و مسلم)مستدركى نوشته است، كوشيده، حديث ياد شده را با سندى كه بخارى و مسلم آن را صحيح ميشمارند، نقل كند.
او ميگويد: خالد طحان، از محمد بن عمرو، از ابى سلمه، از ابى هريره، نقل كرده كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «افترقت اليهود على احدى او اثنتين و سبعين فرقة و افترقت النصارى على احدى او اثنتين و سبعين فرقة، و تفترق امتى على ثلاث و سبعين فرقة».
[١] عبد اللّه بن يوسف بن محمد، زيلغى مصرى حنفى كه در سال ٧٦٢ در گذشته است (ريحانة الادب ج ٢ ص ٤٠٣). «زيلغ» نام كوهى است در «سودان» و روستايى است در ساحل دريا.
[٢] الفصل، ج ٣، ص ٢٤٨.
[٣] الفرق بين الفرق،عبد القاهر بغدادى متوفاى ٤٢٩، تعليقه، محمد محيى الدين ص ٧ ـ ٨.