فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٨ - افول خورشيد امامت احمد در عقايد
هر يك را در سه جلد، منتشر كرد[١].
مورخ معاصر، «محمد ابو زهره»، در كتابى كه درباره زندگانى «احمد بنحنبل»، نوشته است، تحقيق گستردهاى در مورد فقاهت «احمد» دارد كه علاقمندان ميتوانند به آن مراجعه كنند[٢].
افول خورشيد امامت «احمد»، در عقائد
متجاوز از يك قرن و نيم، «احمد» پيشواى عقائد اهل سنت و بالاخص اهل حديث بود، ملاك سنت و بدعت، گفتار «احمد» بود. در پرتو اصولى كه «احمد» براى اهل حديث تدوين كرد، گرايشهاى تجسيمى و تشبيهى افزايش يافت و اينكه خدا در جهتى قرار دارد و بر عرش خود مستقر است و زير عرش را از آنجا مينگرد، جزء عقائد، گرديد. شكى نيست، چنين عقائد مخالف با حكم خرد و نصوص قرآن كه براى خدا هر نوع مثل و نظير را نفى ميكند، نميتواند پايدار باشد. همانگونهكه شكى نيست، هر نوع انديشه «تجسيم و جهت داشتن وجود خدا»، زاييده انديشههاى «احبار و رهبان» بود. از اين جهت يك نوع تجديد نظر طلبى و نتزيه مذهب از بدعتهاى موروث از يهود و نصارى، در ميان متفكران بالا گرفت. تا روزى كه «ابوالحسن اشعرى» كه چهل سال پيرو مكتب معتزله بود، تصميم گرفت كه از اعتزال توبه كند و به مكتب «احمد» باز گردد. وى در سال ٣٠٥ هجرى قمرى، در بصره، بر بالاى منبر رفت، و باز گشت خود را از مكتب اعتزال، و گرايش خود را به مكتب «حنابله»، اعلام كرد[٣]. به طور مسلم، فردى كه
[١] «سير اعلام النبلاء»، ج ١، ص ٣٣٠.
[٢] «ابن حنبل، حياته و عصره»، ص ٣٦٨ ـ ٣٧١.
[٣] فهرس «ابن نديم»، صفحه ٢٧١. «وفيات الاعيان» ج ٣، ص ٢٨٥.