فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤١ - ايمان به خلافت خلفا، از چه زمانى جزء اصول در آمد؟
عمرو عاص: بگو ببينم، سرانجام عثمان مؤمن بود يا كافر؟
ابو موسى: او فردى مؤمن بود.
عمرو عاص (خطاب به نويسنده خود): بنويس ـ نويسنده نوشت.
عمرو عاص: آيا عثمان به ناحق كشته شد يا به حق؟
ابو موسى: بلكه او مظلوم كشته شد و خون او را به ناحق ريختند.
عمرو عاص: آيا اگر انسانى مظلومانه كشته شد، خدا به ولى او اجازه خونخواهى داده است يا نه؟
ابو موسى: بلى اجازه داده است.
عمرو عاص: آيا براى عثمان وليى شايستهتر از معاويه هست؟
ابو موسى: نه.
عمرو عاص: آيا معاويه حق ندارد، قاتل عثمان را تعقيب كند و اگر بر او دست يافت او را بكشد؟
ابو موسى: چرا.
عمرو عاص: (خطاب به نويسنده خود): بنويس.
ـ ابو موسى نيز با نوشتن آن موافقت كرد.
عمرو عاص: من دلايلى دارم كه على، عثمان را كشته است...»[١].
از اين نصى كه «مسعودى» آن را نقل ميكند، كاملاً به دست مى آيد كه انديشه اعتقاد به خلافت خلفاء، در دوران كشمكش معاويه با امام، پديد آمد و بنيان گذار آن سياستمدار حيله گرى بود كه اعتقاد به خلافت ابى بكر و عمر را نيز مقدمهاى براى گرفتن اقرار بر خلافت خليفه سوم قرار داد، تا سر انجام ثابت كند كه
[١] مروج الذهب، ج ٢، ص ٣٩٦ ـ ٣٩٧.