فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٢ - احياى مكتب سلفى گرى در قرن هشتم
«ذهبى» كه خود از مروجين عقائد «احمد» و از حنبليهاى بسيار متعصب است، نامه توبيخ آميزى به وى نوشت. در قسمتى از آن نامه، چنين ميگويد:
«تو از كسانى هستى كه ذرّه را در چشم ديگران ميبينى، ولى شاخه را در چشم خود نميبينى، جرأت تو به جايى رسيده كه احاديث بخارى و مسلم نيز، از انتقاد تو جان به سلامت نبردهاند، آيا وقت آن نرسيده است كه از اين كار، باز گردى و توبه كنى؟ در حاليكه تو در سنين هفتاد به بالا قرار دارى و بانك رحيل نزديك است»[١].
«مقريزى» ميگويد: «مذهب «اشعرى»، تا قرن هفتم، بدون چون و چرا مورد پذيرش بود، تا اينكه هفتصد سال پس از هجرت، در دمشق و اطراف آن مردى بن نام «ابن تيميه حرانى»، مشهور شد و به نشر عقيده مذهب سلف و رد بر اشاعره پرداخت، مردم به دو گره تقسيم شدند ،گروهى از او پيروى و بر اقوال و آراء او اعتماد كردند و او را «شيخ الاسلام» و بزرگترين حافظ مذهب اسلامى دانستند، در حاليكه گروه ديگر او را بدعت گذار، گمراه كننده و كسى كه ميخواهد خدا را به صفات جسمانى تعريف كند، معرفى كردند».
تا اينكه ميگويد: «وى در منطقه شام و اندكى در مصر پيرو دارد»[٢].
با مرگ «ابن تيميه» در زندان، مذهب او نيز به خاموشى گراييد و شاگرد معروف او، بنام «ابن قيم» و پس از او «ابن كثير»، به ترويج مذهب وى پرداختند، ولى در اين باره موفقيت چشمگيرى نصيب آنان نشد و اهل سنت، مذهب «اشعرى» را زير بناى عقائد خود قرار دادند.
[١] «تكملة السيف الصقبل»، ص ١٩٠.
[٢] «خطط مقريزى»، ج ٢، ص ٣٥٨ ـ ٣٥٩.