ايمان و آثار سازنده آن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩ - ٢ فطرت انسان، بهترين راهنماست
توجه به امور مادى همواره آنها را از ياد خدا غافل كرده است از صميم دل، متوجه خدا مى گردند.
تنها حس خدايابى نيست كه گاهى بى فروغ و يا كم فروغ گردد بلكه توجه بيش از حد به يك حس، حس ديگر را تحت الشعاع خود قرار مى دهد. بشر همان طور كه حس خداجويى دارد حس ثروت اندوزى نيز دارد، چنان كه حس جنسى نيز در نهاد او نهفته است، ناگفته پيداست اعمال يك حس به صورت بييش از حد، سبب مى شود، كه احساسات ديگر تحت الشعاع قرار گيرند، و از هر نوع جلوه گرى و خودنمايى باز بمانند. چه بسا در طول زندگى افرادى را ديده ايم كه دوره اى از عمر خود به انكار خدا و نفى ماوراء طبيعت تظاهر مى كنند ولى همين افراد در مواقع بيچارگى دست به دامن خدا مى شوند.
حتى گاهى همين افراد ناخودآگاه در مقالات و نوشته ها و سخنرانى ها و كنفرانس ها به گونه اى حس خداجويى خود را نشان مى دهند. مثلاً دانشمندى كه مى گويد: «طبيعت براى انسان دو كليه آفريده است تا اگر يكى از كار افتاد از ديگرى به عنوان زاپاس استفاده شود» همين شخص ناخودآگاه به وجود خدا اعتراف مى كند، زيرا او با اين عبارت به طور صريح مى رساند كه بر اين جهان وبالأخص خلقت انسان انديشه و فكر عظيمى حكومت مى كند، به طورى كه از نحوه فعاليت كليه و مقدار فرسودگى آن كاملاً آگاه بوده است. از اين جهت