ايمان و آثار سازنده آن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٥ - خاصيت ذاتى ماده قادر بر تفسير نظم هدفدار وآينده نگر نيست
و به وجود آورد.
ما در اين جا از يك مثال براى روشنتر شدن مطلب كمك مى گيريم:مثلاً مى گوييم:«افلاطون استاد ارسطو بوده است» اين جمله از (٢٤) حرف تركيب يافته است كه عبارتند از:(اـ ف ـ ل ـ ا ـ ط ـ و ـ ن ـ اـ س ـ ت ـ ا ـ د ـ ا ـ رـ س ـ ط ـ و ـ ب ـ و ـ د ـ ه ـ ا ـ س ـ ت).
هرگاه كسى بگويد هر يك از اين حروف، داراى صدا وآهنگ خاصى است، سخن درستى گفته است، ولى دراين جمله علاوه بر اين آهنگها وصداها، تناسب وانسجام مشاهده مى شود كه در سايه آن، معنى مقصود با آن بيان مى گردد. هرگاه كسى بگويد: اين هم آهنگى وهمكارى معلول خواص اين حروف است (يعنى حروف علاوه بر اين خواص، توانايى آن را دارند كه برخيزند وتركيب هدفدارى را ايجاد كنند) سخنى را گفته است كه هيچ خردمندى باور نمى كند.
اگر يك چنين تفسيرى در باره اين جمله مورد پذيرش نيست، چگونه مى توان گفت كتاب بزرگ طبيعت با داشتن عناصر بى شمار و بدون دخالت عامل درك وشعور، چنين نظم شگفت آورى را يافته است.
در اينجا از مثال ديگرى كمك مى گيريم:
فرض كنيد در يك انبار كالا، اجناسى از قبيل عطر ، فلفل ، كاكائو ، زردچوبه ، قند ، شكر ، زعفران، هل، نبات، بنفشه، عرق