ايمان و آثار سازنده آن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦ - ٤ تبليغات مخالف آن را ريشه كن نمى سازد
هرگز به دانشمندى برخورد نكرده ام كه شايستگى عنوان دانشمند را داشته باشد و بتواند طبيعت را توجيه و تفسير كند بى آن كه پاى خدا را به ميان آورد و به نحوى از انحاء دخالت خداوند را در جهان آفرينش و آنچه كه دانشمندان با كلمه طبيعت از آن نام مى برند، ناديده انگارد.
علم در جستجوى درك آفريدگار است و هيچ كس نمى تواند كارى بكند جز اين كه در صدد درك خالق باشد، دانشمندى كه تصور مى كند جز اين كارى بكند بايد خيلى بيچاره و درمانده باشد، دانشمندى كه فقط به تماس سطحى با مسائل اكتفاء مى كند و به عمق آن نظر نمى افكند آدم بدبختى است من شخصاً سعى مى كنم هميشه به عمق نگاه كنم و با آن عمق چيزها را خوب ببينم».[١]
دكتر الكسيس كارل مى گويد:
«احساس عرفانى جنبشى است كه از اعماق فطرت سرچشمه مى گيرد در حقيقت يك غريزه اصلى انسانى است همان طور كه انسان به آب و اكسيژن نياز دارد، به اعتقاد به خدا نيز نيازمند است».
پاسكال مى گويد: «به وجود خداوند دل گواهى مى دهد نه عقل، وايمان از اين راه به دست مى آيد».
ويل دورانت مى گويد: «ايمان امرى طبيعى است و مستقيماً زاييده نيازمندى هاى غريزى و احساساتى ما است».
[١] كيهان شماره ٧٦٨١، صفحه ٦.