ايمان و آثار سازنده آن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٦ - مردگان زنده نما
تاريخى است كه تاكنون يك شرق شناس در يك موضوع فقهى مشخص نگاشته و با تتبعى گسترده اين مبحث را از ديدگاه مذاهب و گرايش هاى مختلف اسلامى و بر اساس متون شناخته شده مورد بررسى قرار داده است.
داستان نگارش اين اثر و انگيزه مؤلف در اين باره، در آغاز آن مقدمه آمده است. اين داستان چنان است كه در شامگاه روز پنجشنبه٢٢ سپتامبر ١٩٨٨ در ايستگاه قطار شهرى شيكاگو در حضور جمعى از مردم، زنى مورد تجاوز قرار مى گيرد. يكشنبه بعد از آن روز «نيويورك تايمز» خبر آن را از قول پليس به چاپ رساند. نكته مهم در گزارش پليس آن بود كه به جز يك نفر آن هم پس از تمام شدن ماجرا، هيچ كس براى كمك به قربانى از جاى خود حركت نكرد و اين به رغم آن بود كه اين تجاوز در ساعت هاى پر رفت و آمد روز انجام شد. فرياد زن هم بى پاسخ ماند. اندكى بعد كار آگاه مارتين گفت: چندين نفر به آن صحنه مى نگريستند و زن از آنها كمك خواست، امّا هچ كس به او پاسخى نداد. جالب آن كه تجاوزگر به قربانى خود در همان حال، دستور مى دهد كه لبخند هم بزند و او هم به اجبار چنين مى كند. در اين ميان از جمع حاضرين تنها يك نفر پس از فريادهاى مكرر زن كه مورد تجاوز قرار گرفته به خيابان مى رود، جلوى ماشين پليس را مى گيرد و از آنان مى خواهد تا براى دستگيرى آن شخص اقدام