ايمان و آثار سازنده آن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٨ - خاصيت ذاتى ماده قادر بر تفسير نظم هدفدار وآينده نگر نيست
فرضيه تكامل تدريجى «داروين» اشاره مى كند ومى خواهد تكامل خصوص جانداران يا مجموع جهان را از اين طريق توجيه كند، به همين مناسبت مى گوييم: تفسير نظم جهان طبيعت از طريق «خاصيت گرايى»، از زمانى بيشتر قوّت گرفت كه فرضيه تحوّل انواع، از طريق تكامل تدريجى مطرح گرديد. ولى در اين جا دو نكته را ياد آور مى شويم:
١. پذيرش تكامل تدريجى ما را از اعتقاد به دخالت شعور در اين تكامل بى نياز نمى سازد، زيرا نظام تكامل جانداران، خود حاكى از يك رشته برنامه ريزى است كه موجود ناتوانى طبق نقشه وبرنامه اى به تكامل مى رسد.
٢. فرضيه تكامل انواع به صورت تدريجى، مدعى است كه پاره اى از اعضاى جديد، تصادفاً پيدا مى شوند وگاه اين عضو، كمك مؤثرى به بقاى نسل جاندار مى كند ودر غربال انتخاب طبيعى براى او، نسبت به فاقد آن مزيتى محسوب مى شود ودر نتيجه اين صنف از نوع، در قلمرو بقا، شانس بيشترى پيدا مى كند وبقيه از بين مى رود.
ولى بايد توجه نمود كه ميدان زندگى، بسان ميدان المپيك در مسابقات اسب دوانى نيست كه چه بسا درازى گوش يك اسب، سبب سبقت وبرندگى سوار كار مى شود، بلكه در ميدان زندگى، پيدايش يك عضو در صورتى كمك به بقا مى كند كه همه اعضاى