اخلاق عبادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨٦
آنگاه حاجى با مويى ژوليده، بدنى خسته و پرغبار، رهسپار «منا» سرزمين مبارزه با شيطانها و قربانى كردن هواها و هوسها مىشود، شيطان را طرد مىكند، علايق را قربانى كوى دوست مىسازد. بعد از آن با تراشيدن سر، نشان غلامى محبوب بر خود مىزند و براى شرفيابى به محضر دوست بار مىيابد و به گرد خانهاش مىگردد.
همه اين مناسك بايستى با «قصد قربت» و آهنگى برخاسته از جان حاجى انجام گيرد، تا روح او را مطيع صاحب خانه سازد، تا پنجره معنويّت و خودسازى را به رويش بگشايد، پيام حجّ را در يابد و در راه پالايش و آراستگى جسم و جان خويش، الهام گيرد.
اخلاق در حجّ از جمله مسايلى كه در حجّ بر آن تأكيد شده، نيكوسازى رفتار فردى و اجتماعى است. اهميت اين موضوع به اندازه اى است كه در متن احكام حجّ و در قرآن كريم بدان تصريح شده است.
حجّ گزار بايد از لحظه «احرام» تا پايان مراسم پرشكوه حج، از هرگونه كنش منفى در رفتار و گفتار خويش بپرهيزد و جز ياد خدا و سخن زيبا از او سر نزند.
امام صادق از قول پدرش عليهما السلام چنين نقل مىكند:
«لا يُعْبَأُ بِمَنْ يَؤُمُّ هذَا الْبَيْتَ اذا لَمْ يَكُنْ فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ: خُلْقٌ يُخالِقُ بِهِ مَنْ صَحِبَهُ، اوْ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ، اوْ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ